تبلیغات
کارآفرین برتر - ارقام

ارقام

جمعه 1 بهمن 1389 02:33 ب.ظ

نویسنده : حق نگر
یکی از ضعف های بسیاری از کارآفرینها مخصوصا بچه های مهندسی، مخترعین و پژوهشگرها و از نظر فرهنگی به طور کلی ما ایرانی ها سر و کله زدن با ارقام تجاری هست. اصولا وقتی بحث ارقام میشه بسیاری ذهنشون به سمت حسابداری و بودجه بندی و حسابرسی و این جور چیزا میره. خب از نظر حرفه ای درسته اما الزامی نیست که هر کارآفرینی حتما یک حسابدار خوب باشه و کلیه فوت و فنهاش رو بلد باشه تا شروع به کار بکنه اما او حداقل برای ادامه بقای شرکت نوپایش نیاز به یک حساب سر انگشتی داره. بحث امروز ما اینه.

حتما قرار نیست در ابتدای کار، یک برنامه بودجه بندی بسیار حرفه ای داشته باشید و یا فوق لیسانس حسابداری داشته باشید تا بتونید از پس فهمیدن ارقام و حساب کتاب بر بیایید اما مطمئن باشید حتما نیاز دارید که بتونید حساب سر انگشتی انجام بدید. یعنی اینکه اول بدونید باید چه چیزهایی رو حساب کنید و بعد واقعا یه سری ارقام رو روی کاغذ بنویسید و اگر پاسخ سوالی رو نمی دونید برید دنبالش. مثلا همین طوری رو هوا فکر نکنید لوازم دفتر شرکت رو با کمتر از مثلا یک میلیون تومان میشه خرید. برید توی بازار واقعا بپرسید تا به یه رقم واقعی برسید. متاسفانه خیلی ها چشمشون رو روی این قضیه می بندن. طرف میگه خب الان من 6 میلیون تومان پول دارم، دو تا کارمند هم می گیره و بدون اینکه اون حسابهای سر انگشتی رو انجام داده باشه فکر می کنه ماه ششم شرکت به سودآوری رسیده و بعدشه که دردسرها شروع میشه. چون بیزنس روی پول می چرخه. پول هم یه ذخیره ای که اگر چیزی بهش اضافه نشه، طبیعتا ته می کشه یه روزی. بنابراین نیازه که این دوست خوش خیال ما حساب می کرد چه میزان پول برای راه اندازی شرکت، استخدام کارمند، میزان مالیات، وسایل شرکت، اجاره دفتر و هزینه های ثابت دیگر باید پرداخت کنه تا بعد بفهمه اون 6 میلیون پولش دقیقا تو شش ماه تموم میشه و این یعنی اگر نتونه ماه هفتم سودآوری داشته باشه یعنی از ماه هفتم یک میلیون منفی خواهد داشت. خب این خیلی سخت بود؟ یعنی مجبور میشه کارمنداش رو ماه هفتم اخراج کنه یا دنبال پول قرض کردن بیفته.

از ارقام صحبت کردم ولی مانند هر مبحث دیگری یک روی دیگر سکه هم وجود داره. در زندگی تجاری و دنیای بیزنس زمانی هست که شما نباید به ارقام توجهی کنید. مثلا فرض کنید دوست بسیار نزدیکی با شما می خواد گپ بزنه و در موردی راهنمایی بخواد. خب شما اگر یک مشاور باشید مثلا میگید من ساعتی چند ده هزار تومان می گیریم ولی اینجا به خاطر دوستی و حسن همجواری هیچگاه صحبتی از پول نمی کنید. یا کنفرانسی رو که به رایگان برگزار میشه در حالیکه ارقام می تونه رقم قابل توجهی رو از نظر سود دهی نشون بده. و یا همین وبلاگ نویسی حرفه ای و نوشتن مقالات. دیروز یه حساب سرانگشتی که انجام دادم، در حال حاضر هر پست این وبلاگ بیش از 50 هزار تومان از نظر هزینه برای من درمیاد ولی همین طور که می بینید تمام مطالب این وبلاگ رایگان هست و در اختیار شما. این جدای از وقتی است که برای پاسخ به ایمیلها می گذارم. راستش رو بخواید دیروز این محاسبه رو انجام دادم خودم هم تعجب کردم. بعدش چندین بار حساب کردم و دیدم درسته. به جز ماه اخیر که من خیلی کم نوشتم. اصولا من 12 پست وبلاگ به صورت میانگین در هر ماه داشته ام که روی مطالبش وقت گذاشته ام. یعنی 12 ضربدر 50 هزار که میشه ششصد هزار تومان( ششصد دلار ناقابل!). این فقط مربوطه به مطالب نوشته شده در وبلاگ هست و نه به اشتراک گذاریها، تویتر، فیس بوک و غیرو.... شما هم یه تخمینی از هر پست وبلاگ خودتون بزنید.

این بحث ارقام رو سعی می کنم در پستهای بعدی ادامه بدم چون ابعاد بسیار متفاوتی داره ولی امروز خواستم یک دریچه ای باز کرده باشم. خلاصه کنم هیچ وقت بدون محاسبه سرانگشتی در ابتدا کاری رو شروع نکنید. حداقل یه تخمینی داشته باشید و تا اونجا که می تونید این تخمین رو بر اساس واقعیت بنویسید. اگر تخمین می زنید قیمت یک لپتاپ مثلا یک میلیون هست، برید تو بازار ببینید واقعا بر اساس یک میلیون شما آیا چیز به درد بخری پیدا میشه یا نه. بعد هم که کار رو شروع کردید حتما ارقام رو چک کنید. نگذارید همه چیز کشکی بره جلو، چون حتا با فرض موفقیت بیزنش شما اگر خوب محاسبه نکنید درصد شکستتون بسیار می ره بالا. ارقام، دوست شما هستند و بسیار دوست شفاف و بدون ملاحظه و رکی هم هستند. خیلی راحت بهتون میگن که دارید بدبخت می شید و یا به سوی کامیابی در حال حرکت هستید. از سویی هم گفتم که در دنیای بیزنس، گاهی هم به ارقام نباید توجه کرد که بیشتر بعد انسان دوستی، اعتقاد به کمک و همیاری همنوع و هم وطن و همچنین لذت اشتراک تجربه هاست که گوهری بسیار ارزشمند است.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -